من از حضورِ تو گنجی به دست آورده‌ام که از سعادتِ آن، سر به آسمان برده‌ام

هزار شکر که این فرصتِ حضور و وفاست که خدمتِ تو کنم، گرچه جان به کف کرده‌ام

ببخشم آنچه توانم از این گنجِ معرفت که از کرامتِ تو، عشقِ پاک ورزیده‌ام

بیاموزم ره و رسمِ وفا به رهجویان که من زِ دولتِ عشقِ تو، سر سپرده‌ام

به راهِ عشقِ تو تا انتها قدم بزنم که از حضورِ تو، نورِ حیات پرورده‌ام